رنگ زندگی
  
 زندگی هر روز رنگی است - این رنگها در کنار هم زیباست و زندگی را می سازد
 
اسفند 1385
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      
 
آرشیو
موضوع بندی

شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 2 اسفند ماه سال 1385
ما رفتیم
سلام بر همه من فعلاْ رفتم تو میهن بلاگ

 
دوشنبه 30 مرداد ماه سال 1385
آنچه کرد با ما دوست در شب مبعث

درست 4 سال پیش بود که شب مبعث دعوت شدیم به یه مجلس ، نوبت سخنرانی روحانی رسید و یه شیخ جوان ولی بد سیما اومد رو منبر ، تو دلم گفتم ببین حالا باید یه ساعت اراجیف این یارو رو گوش کنیم ! صداش که در اومد تا اعماق وجودم رفت و آخرهای صحبتش که همه سرشار بود از جلوه های مهر و محبت رسول الله به خودم اومدم و دیدم دارم گریه می کنم ، بخودم گفتم دیدی راجع به بنده خدا چه جوری قضاوت کردی ؟ همونجا پشیمون شدم و نذر کردم 4 هفته دعای توسل تو خونه ام بذارم و شام هم بدم ! یکی از بچه ها هم گفت هفته پنجم با من ، خلاصه هفته پنجم که تو ماه رمضون افتاده بود من از تو همون مجلس راهی کربلای نطلبیده شدم و رفتم و رفتم و رفتم ، حسین ، ابوالفضل ، زینب ، رقیه و ایوان نجف علی و کاظمین و سامرا و خلاصه شدم عاشق ! سال بعد هم نطلبیده حج واجب رفتم و شدم حاجی ، مدتها گذشت تا تو یه مجلس دوباره همون روحانی رو دیدم ، آخر مجلس گفتم حاج آقا برسونمتون و تو راه داستان رو بهش گفتم و حلالیت طلبیدم .

خاک کربلا و صحرای عرفات که هر دو بوی حسین رو میده منو از خیلی از عادت های بد مانند کینه نجات داد ......

 

 

 


 
چهارشنبه 26 بهمن ماه سال 1384
دوست

از شیشه پنجره دارم به تهران بعد یه روز بارونی نگاه می کنم ، چقدر چراغ ؟ کوه ها هم دارند خود نمایی می کنند و من از همینجا می بینم که چقدر کوچکم چقدر کوچک و خدا چقدر بزرگ است که من رو با همه کوچکی فراموش نکرده و مرتباً از خوان پر برکتش برام روزی می فرسته ، نه تنها نان که دوستانی که از هزار نان بربری پر ارزش تر هستند

 

من درد ترا ز دست آسان ندهم

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

کان درد به صد هزار درمان ندهم

 

 

 

 


 
یکشنبه 16 بهمن ماه سال 1384
پله

-------------------------------------------------------------------------------------------

پشت سرم مهم نیست وقتی قدم را به پله اول می گذارم ، مهم نیست بالا بروم یا پایین ، مهم رفتن است و اینکه آدم وقتی یه جا موند می پوسه ، قدم ها رو با توکل به خدا بر می دارم و به پشت سرم نگاه نمی کنم ، یا علی

 

اینجا یکی از راه پله های کلیسای جلفاست ، مکانی آرام و زیبا دور از دسترس دنیا ، دیدن این مکان رو به همه توصیه می کنم

 

 


 
چهارشنبه 12 بهمن ماه سال 1384
یا حسین

همه می گویند شیشه ها جان ندارند اما موقعی که بروی شیشه بخار گرفته ای نوشتم

یا حسین ( ع )

شیشه گریست

ایام سوگواری سالار شهیدان تسلیت باد


 
سه شنبه 27 دی ماه سال 1384
طبیعت جلفا
jolfa1

 
دوشنبه 26 دی ماه سال 1384
خوشبختی

خوشبختی را نمی توان وام گرفت

خوشبختی را نمی توان برای لحظه ای به عاریت خواست

خوشبختی را نمی توان دزدید

نمی توان خرید

نمی توان تکدی کرد .....

بر سر سفره خوشبختی دیگران همچون یک مهمان ناخوانده حریصانه نمی توان نشست و لقمهای نمی توان برداشت که گلوگیر نباشد و گرسنگی را مضاعف نکند .

خوشبختی ، گمان می کنم تنها چیزی ست در جهان که فقط با دستهای طاهر کسی که به راستی خواهان آن است ساخته می شود ، و از پی اندیشیدنی طاهرانه .

                                                                                       با کمی تصرف از نادر نادر پور

 

 

 

ای کاش میتوانستند از آفتاب یاد بگیرند که بی دریغ باشند در دردها و شادی هاشان ُ حتی با نان خشکشان و کاردهایشان را جز از برای قسمت کردن بیرون نیاورند .


 
یکشنبه 25 دی ماه سال 1384
جبرئیل

 
شنبه 24 دی ماه سال 1384
دلم تنگ است

می گفت مسلم دلش را تو مشت حسین ع جا گذاشت و رفت کوفه ، دیگه دلی نداشت که بخواد تو غربت کوفه بگیره یا تنگ بشه ،،،،، امروز دلم بد جوری تنگ شده ، برای دلم که تو صحرای عرفات پیش تو جا گذاشتم ! یا علی

منی در مکه مکرمه


 
پنجشنبه 22 دی ماه سال 1384
برف

به نیم شب صدای خنده ات می آمد

پنجره را گشودم

برف می بارید


   1      2      3      4      5    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 14239


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها